کد مطلب : 2144
نمادهای فرهنگ مشترك ایران و قفقاز ، جدایی ناپذیری قفقاز از ایران را تائید می کند
پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۵۲

به گزارش آران نیوز،دکتر محمد سلماسی زاده از اعضاء هیئت علمی دانشگاه تبریز در سخنرانی خود در نشست علمی ،تخصصی « قرار داد گلستان ،زمینه ها و پیامدها » گفت : مرحله اول جنگهای روسیه با ایران ( ۱۲۲۸-۱۲۱۸ ه.ق برابر با ۱۸۱۳-۱۸۰۳ م ) پس از نزدیك به ۱۰ سال نبردهای پراكنده و فرسایشی سرانجام در در ۲۹ شوال ۱۲۲۸ ق برابر با ۱۲ اكتبر ۱۸۱۳، در شرایطى كه تمام فكر و ذكر روسها مقاومت در برابر حمله ناپلئون بناپارت بود و هیچ تمركزى براى جنگ با ایران نداشتند خاتمه یافت؛ مفاد عهدنامه گلستان مطابق میل انگلیسیها و روسها تنظیم و امضا شد كه به موجب آن اراضى اشغالى شامل ولایات گرجستان و باكو و شیروان و دربند و گنجه و شكى و موغان و قره باغ، رسماً از سوى فتحعلیشاه قاجار به امپراتورى روسیه بخشیده شد. این جداسازی و گسستن از اساس درست نبود زیرا نه شاه قاجار و نه تزار روسیه صلاحیت آن را نداشتند كه مردمی را كه هزاران سال با فرهنگ واحدی زیسته بودند از هم جدا سازند و تقسیم كنند و اساسا چنین جدایی امكان پذیر نبود و سیر حوادث بعدی هم در دوره حدودا ۱۰۰ ساله سلطه تزاری و هم در دوران ۷۰ ساله بلشویسم این نظریه را تاییدكرد .

دکتر سلماسی زاده ادامه داد : نگاهی به المانها و نمادهای فرهنگ مشترك همین امروز هم این پیوستگی و جدایی ناپذیری را تایید می كند: باورهای یکسان ، آداب و رسوم و سنن همسان و زبان مشترک بیش از هر چیز دیگر موید این فرضیه است كه پیوستگی فرهنگی در عین گسستگی سیاسی شكل گرفته است.

این استاد دانشگاه با استناد مطالب پیش گفته افزود: عهدنامه گلستان را یک قرارداد تحمیلی سیاسی می دانم که هرچند برخی از مفاد آن ناظر به مسائل اقتصادی بود اما سخنی از مسائل و موضوعات فرهنگی به معنای اخص در آن به میان نیامده بود.

سلماس زاده گفت : در فصل سوم عنوان شده بود كه قاجارها مناطق متصرفی را " مخصوص‌ و متعلق‌ به‌ ممالك‌ ایمپریه‌ روسیه‌ می‌دانند " و روس ها نیز در عوض در فصل چهارم ، سلطنت قاجاریه بر ایران را تایید و گستاخانه اعلان می كردند كه قاجاریه " هرگاه‌ محتاج‌ به‌ اعانت‌ یا امدادی‌ از دولت‌ علیه‌ روسیه‌ باشند مضایقت‌ننمایند تا از خارج‌ كسی‌ نتواند دخل‌ و تصرف‌ در مملكت‌ ایران‌ نماید و به‌ اعانت‌ و امداد دولت‌ روس‌ دولت‌ایران‌ مستقر و مستحكم‌ گردد " تاسف و تمسخر بیشتر این بند وقتی نمایان می شد كه روسها به جهت جلوگیری از دخالت بیگانگان در امور ایران خود چنین اقدامی را متعهد می گشتند !!

در فصل هشتم اهالی این مناطق مجاز می گشتند " از طریق‌ بحر و بر به‌ جانب‌ ممالك‌ این‌ دو دولت‌ بدون‌ تشویش‌ آیند و هر كس‌ هر قدر خواهد ساكن ‌و متوقف‌ گشته‌ به‌ امور معامله‌ و تجارت‌ اشتغال‌ نمایند و زمان‌ مراجعه‌ آن‌ها به‌ اوطان‌ خود از دولتین‌ مانع‌ ایشان‌ نشوند آنچه‌ مال‌ و تنخواه‌ از امكنه‌ ممالك‌ روسیه‌ به‌ ولایات‌ ایران‌ و نیز از طرف‌ ایران‌ به‌ ممالك‌ روسیه‌برند و به‌ معرض‌ بیع‌ رسانند و یا معاوضه‌ با مال‌ و اشیاء دیگری‌ نمایند "این بند هرچند موضوعیت اقتصادی دارد اما از سوی دیگر ناظر به پیوستگی مردمان این مناطق می باشد كه جدایی ناپذیری خود را به عاقدان قرارداد گلستان تحمیل می كرد چنانچه در فصل دهم نیز به اهالی اجازه داده می شد " كه‌ اموال‌ و تنخواه‌ خودشان‌ را فروخته‌ و اموال‌ دیگر خریده‌ و یا معاوضه‌ كرده‌ "به اوطانشان برگردند.

این محقق تاریخ گفت : یك نتیجه فرهنگی دیگر كه در مفاد و بندهای عهدنامه گلستان تصریح نشده بود ایجاد نفرت عمومی از حكام قاجار و روسهای متجاوز بود كه به اشتراک میان اهالی به نمایش در می آمد از جمله فقراتی كه جیمز بیلی فریزر آورده و منفوریت روسها و قاجاران را در نزد مردم ایران در یك ردیف قرار داده است.

دکتر سلماسی زاده در پایان گفت: پیوند های مشترک مردمان شمال و جنوب ارس به ویژه جمهوری آذربایجان و ایران بایستی مورد بازبینی و توجه قرار گرفته و اهمیت انجام پژوهشهای مرتبط با این پیوستگی فرهنگی مورد تاکید قرار گیرد.

Share/Save/Bookmark