کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

چند دستگی اپوزسیون و تهدیدهای خارجی: ارمنستان به کجا می رود؟

در مصاحبه با ویگن هاکوبیان، مدیر آژانس خبری اوراسیا دیلی

8 اسفند 1403 ساعت 10:27


به گزارش بنیاد مطالعات قفقاز، ویگن هاکوبیان، مدیر آژانس خبری اوراسیا دیلی (روسیه)، در مصاحبه با خبرگزاری VERELQ ارمنستان در خصوص پیامدهای تضعیف همکاری ارمنستان با روسیه در جنبه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی؛ دیدگاه جامعه ارمنستان در مورد سیاست روسیه در منطقه پس از سال ۲۰۲۰؛ اهمیت ارمنستان برای راهبُرد ژئوپلیتیک آمریکا در مقایسه با کشورهای همسایه - آذربایجان، گرجستان، ترکیه و ایران؛ شانس واقعی حل‌وفصل مناقشه ارمنستان و آذربایجان گفتگو نموده است که به شرح ذیل است:

 
- بسیاری از کارشناسان در مورد تضعیف مشارکت راهبُردی ارمنستان و روسیه صحبت می‌کنند. دلایل اصلی این روند چیست؟ آیا این نتیجه اجتناب‌ناپذیر تغییرات جهانی است یا این شکاف ناشی از تصمیمات خاص ایروان و مسکو است؟
- من عمیقاً متقاعد شده‌ام که به معنای واقعی کلمه، «مشارکت راهبُردی» بین یک قدرت هسته‌ای که نیمی از اوراسیا را دارد و عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل است و یک جمهوری کوچک که کاملاً به جهان خارج وابسته است، غیرممکن است. ارمنستان، بسته به انتخاب نخبگانش، ممکن است در راهبُرد مسکو در جهت جنوبی قرار بگیرد یا نباشد. روسیه طبق تعریف نمی‌تواند بخشی از راهبُرد ارمنستان باشد، زیرا ارمنستان چنین راهبُرد مستقلی ندارد. البته مگر اینکه سیاست «مکمل‌گرایی» در دوران رابرت کوچاریان را که ماهیت آن تلفیق منافع روسیه و غرب در وصله منطقه‌ای ارمنستان بود، چنین بدانیم. بااین‌حال، این بیشتر یک تاکتیک بود تا یک راهبُرد. در دوره بعدی و در زمان سرژ سرکیسیان، ایروان بر تعمیق همکاری با ناتو و اتحادیه اروپا تکیه کرد. اعزام نیروهای ارمنی به کوزوو، عراق یا محافظت از فرودگاه قندوز در افغانستان چگونه مکمل یا حمایت از استراتژی روسیه بود؟ به هیچ وجه. مسکو استراتژی خود را در جهت جنوب، اساساً بر اساس توافقات با مراکز بزرگ منطقه‌ای قدرت - ایران و ترکیه - شکل داد. در عین حال، ارمنستان به‌عنوان یک منطقه استراتژیک در نظر گرفته می‌شد که زمانی مستقیماً توسط بوریس گریزلوف، دولتمرد و شخصیت سیاسی روسیه بیان شد و باعث انتقاد سیاست‌مداران و مردم عادی ارمنی شد. به طور خلاصه، استراتژی روسیه در ماورای قفقاز مبتنی بر حضور یک سکوی پرشی - ارمنستان - و نیاز به تضمین توازن قوا با ترکیه و ایران بود. به نوبه خود، استراتژی ارمنستان تنوع‌بخشیدن به سیستم کنترل و توازن خود بود و به دنبال متعادل‌کردن نفوذ روسیه از طریق تعمیق همکاری با غرب و تبدیل نقش آن به یک بازیگر بود. امضای IPAP (طرح اقدام مشارکت فردی) با ناتو، توافق‌نامه ارتباط با اتحادیه اروپا و ورود حزب حاکم جمهوری‌خواه به حزب خلق اروپا را باید این‌گونه دید - اینها مراحل تعادل تاکتیکی ایروان بود.
باتوجه‌به موارد فوق، به خواننده پیشنهاد می‌کنم تعیین کند که آیا «مشارکت استراتژیک» بین ایروان و مسکو تضعیف شده یا برعکس، تقویت شده است. من فقط در پاسخ به سؤال شما اضافه می‌کنم که تغییر ماهیت روابط روسیه و ارمنستان هم با تغییرات جهانی و هم با تصمیماتی است که آنها در مسکو و ایروان دیکته می‌کنند.
- تضعیف بیشتر همکاری با روسیه چه پیامدهایی می‌تواند در جنبه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی برای ارمنستان داشته باشد؟ سناریوی شکاف استراتژیک چقدر واقع‌بینانه است؟
- باید فهمید که هر همکاری عامل‌های خاص خود را دارد. از منظر سیاسی، تضعیف تعامل ارمنستان با روسیه منجر به تقویت رقبای منطقه‌ای مسکو و درعین‌حال نفوذ آنها بر ارمنستان خواهد شد. زمان نشان خواهد داد که این چقدر برای ایروان مفید خواهد بود. ساختار تجارت کاملاً مناسب ارمنستان است: با دریافت مواد خام و منابع انرژی، محصولاتی باارزش افزوده بالا صادر می‌کند. دولت پاشینیان با درک این موضوع، عجله‌ای برای قطع روابط با اتحادیه اقتصادی اوراسیا ندارد و عاقلانه عمل می‌کند.
سناریوی «گسست استراتژیک» با روسیه در دو مورد امکان‌پذیر است:

  1. اگر ارمنستان کسری منابع مادی و مالی روسیه را از قبل به هزینه ترکیه، آذربایجان و اتحادیه اروپا جبران کند (ایالات متحده چیزی نداده و نخواهد داد).
     اگر نیروهای خارجی به‌زور ارمنستان را از جریان‌های اصلی جدا کنند، همان‌طور که وعده‌داده‌شده بود، دو یا سه زمستان سرد را به‌خاطر تقویت حاکمیت تضمین می‌کند. بااین‌حال، در این صورت، ناگزیر این سؤال پیش خواهد آمد: چه کسی جمعیت ارمنی را حداقل برای زمستان سوم یا چهارم گرم خواهد کرد؟ و این «کسی» احتمالاً اگر اصلاً وجود داشته باشد، شرایط خود را برای همکاری تعیین خواهد کرد.
پیامدها می‌تواند بسیار متفاوت باشد و صرفاً به تصمیمات اتخاذ شده توسط نیروهای حاکم ارمنستان بستگی دارد. ظاهراً مسکو گام خاصی برای تضعیف همکاری با ایروان بر نمی‌دارد: گاز با حداقل قیمت عرضه می‌شود، نیروگاه هسته‌ای در حال کار است، روس اتم پیشنهاد ساخت یک رآکتور جدید را می‌دهد، پایگاه نظامی باقی می‌ماند، مرزبانان حضور دارند (اگرچه دیگر در همه‌جا نیست)، بازار روسیه برای صادرات ارمنستان باز است، جریان گردشگران ادامه دارد. برعکس، رهبری ارمنستان خود به گسست منجر می‌شود و اتهامات ایدئولوژیکی علیه روسیه برای جلب رضایت منافع ترکیه است.
- جامعه ارمنستان سیاست روسیه در منطقه پس از سال ۲۰۲۰ را چگونه می‌بیند؟ چه مقدار از این تصور توسط واقعیت‌های عینی شکل می‌گیرد و چقدر توسط رسانه‌ها، نخبگان سیاسی یا بازیگران خارجی به آن دامن می‌زند؟
- با قضاوت بر اساس مقیاس و عمق کار آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده در اوکراین، سطح مشابهی از نفوذ اندیشکده‌های آمریکایی و غربی به سیاست داخلی در ارمنستان مشاهده می‌شود. در نتیجه، جامعه ارمنستان، چه پس از سال ۲۰۲۰ و چه به‌طورکلی از زمان ظهور روسیه در ماورای قفقاز، سیاست روسیه در منطقه را منفی می‌بیند. حتی دوره شوروی، زمانی که ایروان و سایر شهرها ساخته شدند، توسط شهروندان عادی ارمنی منفی ارزیابی می‌شود. امروز ما اغلب اظهارات کاملاً عجیبی می‌شنویم، حتی تا آنجا که بهتر است ترکیه بجای روسیه به ارمنستان بیاید.
من فکر می‌کنم که درک نه‌تنها روسیه، بلکه کل واقعیت اجتماعی - سیاسی در ارمنستان امروزه عمدتاً تحت‌تأثیر نفوذ اطلاعات و فناوری شکل‌گرفته است. وقتی به مردم گفته می‌شود که باورهای آنها برای چندین دهه اشتباه بوده است، کوه آرارات یا قره‌باغ هیچ ربطی به ارامنه ندارد، باید تعداد قربانیان نسل‌کشی را شمارش کرد و غیره، اینها جلوه‌های یک جنگ‌شناختی علیه مردم ارمنی است. کار به جایی رسیده است که دادگاه‌ها مردم را از اظهارنظر منع می‌کنند؛ بنابراین، فشار عظیمی بر درک سنتی جامعه از تاریخ، حال و آینده‌اش وارد می‌شود و این یک واقعیت است.
درعین‌حال، روس هراسان که علناً از واشنگتن، لندن و ورشو تأمین مالی می‌شدند، به‌صورت شبانه‌روزی در رسانه‌های ارمنی، از جمله رسانه‌های دولتی و همچنین در شبکه‌های اجتماعی خارج از کشور پخش می‌شدند. در روسیه، چنین هیستری رسانه‌ای مشاهده نمی‌شود. این واقعیت عینی است.
- با درنظرگرفتن بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، امیدهای ارمنستان برای گسترش همکاری نظامی با ایالات متحده چقدر واقع‌بینانه است؟ ارمنستان برای استراتژی ژئوپلیتیک آمریکا در مقایسه با کشورهای همسایه - آذربایجان، گرجستان، ترکیه، ایران چقدر اهمیت دارد؟
- آمریکایی‌ها واقعاً استراتژی دارند. برای مثال، کشوری مانند دانمارک ممکن است خود را «شریک استراتژیک» واشنگتن بداند. بااین‌حال، زمانی که استراتژی آمریکا ایجاب می‌کند، دانمارکی‌ها فوراً درک می‌کنند که زمان ترک گرینلند فرارسیده است. این قیاس با سؤال اول شماست تا خوانندگان ارمنی نسبت به ارمنستان دلخور نشوند.
ارمنستان برای «استراتژی ژئوپلیتیک آمریکا» ازنقطه‌نظر آسیب‌رساندن به روسیه و ایران مهم است. این امر بدیهی است و توسط برخی از سیاست‌مداران برجسته ارمنی به رسمیت شناخته شده است. ایالات متحده، مانند روسیه، آماده است تا ارمنستان را در استراتژی خود بگنجاند، اما بخشی از استراتژی ارمنستان نخواهد شد، زیرا برنامه جهانی دارد. ارمنستان مورد توجه واشنگتن است؛ زیرا با ایران هم مرز است و هنوز هم شریک استراتژیک رسمی روسیه است. من مطمئن هستم که دستگیری یوری خاچاتوروف، دبیرکل سازمان پیمان امنیت جمعی، بلافاصله پس از به‌قدرت‌رسیدن پاشینیان، یک استراتژی ارمنستان نبود، بلکه گامی در راستای استراتژی غرب برای کاهش میزان نفوذ سازمان پیمان امنیت جمعی بود؛ بنابراین، بله، ارمنستان برای ایالات متحده مهم است، اما نه حتی به‌عنوان یک پایگاه، بلکه به‌عنوان یک ابزار.
گرجستان با ایران مرز ندارد، اما با روسیه همسایه است، بنابراین آمریکا تلاش کرد جبهه دوم را در آنجا باز کند. رئیس آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده شخصاً انقلاب را تدارک دید که توسط سرویس امنیت ملی گرجستان آشکارا اعلام شد. در این کشور آزمایشگاه بیولوژیکی بزرگ ایالات متحده فعال است که در طول همه‌گیری کووید، آمریکایی‌ها فقط قربانیان را می‌شماردند، بدون اینکه واقعاً در پیشگیری و درمان مشارکت داشته باشند.
ایالات متحده، مانند روسیه، ماورای قفقاز را به‌عنوان حائلی بین مراکز نفوذ منطقه‌ای می‌بیند. آذربایجان به‌عنوان یک عنصر مهم در تضمین امنیت انرژی اتحادیه اروپا، ترکیه و اسرائیل دیده می‌شود و همچنین به‌عنوان دروازه‌ای به آسیای مرکزی عمل می‌کند. براین‌اساس ترامپ در منطقه بر آذربایجان تمرکز خواهد کرد. با قضاوت بر اساس آخرین اظهارات و اقدامات الهام علی‌اف، باکو این را درک کرده و فعالانه آن را تشویق می‌کند. گرجستان قبلاً متوجه شده است که آنها سعی دارند از آن به‌عنوان یک ابزار به‌جای متحد استفاده کنند و استراتژی غرب را کنار گذاشته و شراکت با چین را انتخاب کرده است.
برای ترامپ، ایران و ترکیه دو چالش دارند: ایران نظامی است، ترکیه نظامی - سیاسی است. او به همراه اسرائیل برای خنثی‌کردن و تضعیف ایران تلاش خواهد کرد و ترکیه همان‌طور که می‌توان حدس زد توسط عامل «کرد» مهار خواهد شد و اجازه نخواهد داد که به سمت بریکس کشیده شود و حاکمیت خود را تقویت کند.
- نقش ایران در موازنه قوای منطقه‌ای چه تأثیری بر مناقشه ارمنستان و آذربایجان دارد؟ آیا عامل تثبیت‌کننده است؟
- ایران در ماورای قفقاز هم برای آذربایجان و هم برای ترکیه به‌عنوان یک عامل بازدارنده عمل می‌کند. درعین‌حال، هر دوی این کشورها با ایجاد موانعی برای راه‌های حمل‌ونقل و خطرات دسترسی ایران به دریای سیاه از طریق ارمنستان، نفوذ ایران را محدود می‌کنند. از سوی دیگر، ایران نیز مانند روسیه به طور سنتی به دنبال ایجاد توازن بین منافع ایروان و باکو بوده و خود را به‌عنوان میانجی معرفی می‌کند. در مقابل ترکیه به‌وضوح و بدون ابهام همیشه از آذربایجان حمایت می‌کرد و ارمنستان را مسدود می‌کرد. اکنون دولت غرب‌گرای پاشینیان در واقع در کنار غرب و ترکیه بازی می‌کند و تهدیداتی را برای ایران و روسیه ایجاد می‌کند. درهرصورت، متن «منشور مشارکت استراتژیک» که بین ایروان و واشنگتن امضا شده است، گواه این موضوع است. باید در نظر داشت که ایران به‌عنوان یک قدرت مستقل، مورد فشار غرب و اسرائیل قرار گرفته است.
- افزایش فشار غرب بر ایران چه خطراتی برای ارمنستان دارد؟ آیا این می‌تواند باعث تغییر توازن قوا در منطقه شود؟
- اگر ترکیه و آذربایجان به تلاش‌های غرب (اسرائیل) بپیوندند، بله، همه اینها ممکن است بر توازن قوا در منطقه تأثیر بگذارد. پس از تغییر قدرت در سوریه، یورش اسرائیل به سوریه و لبنان و حذف رهبران ارشد حزب‌الله و حماس، موقعیت ایران در منطقه خاورمیانه تا حدودی تضعیف شده است. علاوه بر این، فشار غرب اقتصاد ایران را متزلزل می‌کند و موقعیت‌های داخلی قدرت را نیز از بین می‌برد. به نظر من، درگذشت ناگهانی رئیس‌جمهور ابراهیم رئیسی تأثیر بسیار منفی بر اوضاع داخلی ایران گذاشت.
در حال حاضر، دونالد ترامپ به ایران نوعی توافق را پیشنهاد می‌کند که احتمال دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای در آینده را رد می‌کند. در غیر این صورت، ترامپ هشدار می‌دهد، اسرائیل با حمایت آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله خواهد کرد. این باج‌گیری است که مقامات ایرانی بدیهی است که تسلیم آن نخواهند شد. زمان نشان خواهد داد که وقایع چگونه پیشرفت خواهند کرد.
- آیا مناقشه ارمنستان و آذربایجان شانس واقعی برای حل‌وفصل دارد یا این فقط یک وقفه قبل از تشدید تنش جدید است؟
- فکر می‌کنم این فقط یک وقفه است. می‌تواند یک ماه، یک سال یا ده سال طول بکشد، اما فقط یک وقفه باقی می‌ماند. پیش‌بینی من به این دلیل است که باکو آشکارا به دنبال این است که از نتایج غم‌انگیز جنگ ۴۴ روزه برای ارمنستان چیزی فراتر از کنترل قره‌باغ کوهستانی به دست آورد.
الهام علی‌اف قبلاً به هدف اصلی خود یعنی بازگرداندن قره‌باغ به کنترل آذربایجان رسیده است. بااین‌حال، اکنون او وظایف جدیدی را برای خود تعیین می‌کند و آشکارا آنها را اعلام می‌کند: ایجاد یک کریدور ترانزیتی به نخجوان، بازگشت آذربایجانی‌ها به ارمنستان، تغییر قانون اساسی ارمنستان و غیره. او همچنین تاریخ را تحریف می‌کند و ادعا می‌کند که ارمنی‌ها عنصری بیگانه هستند و فرضاً کل خاک فعلی ارمنستان در اصل متعلق به آذربایجانی‌ها است. بدیهی است که این یک دستور کار صلح‌آمیز نیست، بلکه لفاظی‌های تشدید‌کننده تنش است.
واضح است که پاشینیان امیدوار بود که غرب بر علی‌اف فشار بیاورد و او را وادار کند که از پایبندی پاشینیان به موضوع تسلیم قره‌باغ قدردانی کند و از ادعاهای بیشتر دست بردارد. بااین‌حال، پاشینیان در نظر نگرفت که علی‌اف، بر خلاف او، استراتژیک عمل می‌کند و بازی طولانی را انجام می‌دهد. هر گونه توافقی با پاشینیان در حال حاضر چشم‌انداز استراتژی او را به‌شدت محدود یا حتی حذف می‌کند. استراتژی علی‌اف نه‌تنها زنگزور، بلکه واضح است که سوان را نیز در بر می‌گیرد. تصادفی نیست که نیروهای آذربایجان جهت شورجا (دهکده کوهستانی در ارمنستان، ناحیه واردنیس در منطقه گغارکونیک) را پیشروی کردند و در چندین موقعیت مهم در این منطقه مستقر شدند.
فرمول «ما به صلح با ارمنستان نیاز داریم، نه با پاشینیان» نیز نشان‌دهنده همه چیز است. یک فرصت واقعی برای حل‌وفصل وجود دارد، اما علی‌اف به آن نیازی ندارد - او ترجیح می‌دهد موفقیت خود را پس از تسلیم پاشینیان از موضع قدرت بسازد، تا اینکه با او برای صلح بلندمدت مذاکره کند. همان‌طور که می‌گویند، هر که صلح می‌خواهد باید برای جنگ آماده شود.
- یک وضعیت متناقض در ارمنستان در حال ظهور است: این کشور با مسائل امنیتی جدی مواجه است، اما به‌جای تحکیم قدرت و جامعه، شکاف در اولویت‌ها وجود دارد. درحالی‌که پاشینیان روایات دوطرفه آذربایجان و ترکیه را تبلیغ می‌کند و موضوع نسل‌کشی ارامنه را زیر سؤال می‌برد، مخالفان بر مبارزه با افزایش قیمت حمل‌ونقل تمرکز کرده‌اند. البته مسائل اجتماعی مهم است، اما در شرایط فعلی، پتانسیل اعتراضی در کشور چقدر قوی است؟ آیا جایگزین‌های سیاسی واقعی برای رهبری فعلی وجود دارد؟
- در واقع، مسئله امنیتی اکنون برای ارمنستان مبرم‌ترین است. پاشینیان با ترویج «روایت‌های پشت‌سرهم آذربایجان و ترکیه» و «تردید در موضوع نسل‌کشی ارامنه»، تلاش‌های خود را دقیقاً بر این موضوع متمرکز می‌کند. او به‌صراحت می‌خواهد با انصراف داوطلبانه از ادعای قره‌باغ و دادن امتیازات دیگر، اردوغان و علی‌اف را راضی کند. به‌عبارت‌دیگر، او به دنبال تاکتیک‌هایی است تا دلیلی برای حمله جدید به آنها ندهد. همه اینها با میانجیگری غرب اتفاق می‌افتد که به‌عنوان ضامن عمل می‌کند که اگر ارمنستان دست خود را بالا برد و از همکاری نظامی با روسیه (CSTO) و غیره امتناع ورزد، آذربایجان و ترکیه به ارامنه حمله نخواهند کرد. بااین‌حال، بدیهی است که اگر باکو و آنکارا موضع غرب را نادیده بگیرند، ارمنستان کمک عملیاتی از ناتو دریافت نخواهد کرد، زیرا ترکیه خود یکی از اعضای این ائتلاف است.
از سوی دیگر، گروه مخالف پارلمانی در ارمنستان توانایی تولید پتانسیل اعتراضی را ازدست‌داده است که همان‌طور که مرحله اول مبارزه اسقف اعظم گالستانیان این موضوع را نشان داد. گروه مخالف پارلمانی با ماندن در مجلس و عدم تسلیم اختیارات خود، کنترل خیابان را از دست داد. اکنون انجام هر کاری برای آنها دیر شده است و فقط می‌توانند منتظر انتخابات بعدی در سال ۲۰۲۶ باشد. گروه مخالف نیز به‌ویژه در مورد مشکلات امنیتی صحبت نمی‌کند. یا حرفی برای گفتن ندارند یا متوجه می‌شوند که سهمشان از تقصیر در اتفاقی که الان می‌افتد بسیار زیاد است!
اکنون نیروهای دیگری کنترل خیابان را به دست می‌گیرند - حاشیه‌ای‌تر و رادیکال‌تر که چیزی برای ازدست‌دادن ندارند. آنها هستند که به‌تدریج به آلترناتیوی برای دولت پاشینیان تبدیل می‌شوند، درحالی‌که گروه مخالف پارلمانی به نمایندگی از بلوک رابرت کوچاریان، داشناکستیون و بلوک سرژ سرکیسیان - آرتور وانتسیان (من افتخار دارم) دیر یا زود مجبور به خروج از مجلس خواهد شد.
نتیجه‌گیری: پتانسیل اعتراض در کشور زیاد است، اما میدان گروه مخالف به دلیل مبارزه داخلی گروه‌ها ازهم‌پاشیده و ضعیف شده است. در چنین شرایطی، ابتکار عمل در خیابان به گروه‌های رادیکال می‌رسد که برخی از آنها تحت کنترل پاشینیان هستند و برخی دیگر توسط نیروهای مختلف خارجی حمایت می‌شوند. این خطر یک درگیری خشونت‌آمیز بین آنها را ایجاد می‌کند که باتوجه‌به وضعیت خارجی بسیار ناپایدار، می‌تواند ارمنستان را به عرصه رویارویی بین بازیگران منطقه تبدیل کند. تنها راه برای شکستن این روند منفی، اتحاد همه ارامنه در سراسر جهان پیرامون نجات کشور است. بااین‌حال، متأسفانه، چنین مسئله‌ای هنوز مشاهده نشده است.
 
 تهیه و تنظیم: مرتضی مقدمی آلکامی
 


کد مطلب: 25408

آدرس مطلب :
https://www.ccsi.ir/fa/interview/25408/چند-دستگی-اپوزسیون-تهدیدهای-خارجی-ارمنستان-کجا-می-رود

قفقاز
  https://www.ccsi.ir