کد مطلب : 19599
ماهیت تغییر سیاست در ازبکستان و تاثیر آن بر روابط تهران ـ تاشکند
شنبه ۳۰ تير ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۲۶
ماهیت تغییر سیاست در ازبکستان و تاثیر آن بر روابط تهران ـ تاشکند
تغییرات مهم و عمده‌ای در دو حوزه داخلی و خارجی با به قدرت رسیدن «شوکت میرضیایف» در این کشور به وقوع پیوسته است که آشنایی با سطوح و اصول آن در شرایط فعلی، در تحلیل برون داد سیاست خارجی با توجه و تمرکز به مسائل همکاری ایران و ازبکستان ضرورت جدی دارد.

در یک جمع بندی کلی که از مطالب یک ماهه اخیر موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان ـ ایران شرقی، که در گفتگو با کارشناسان خارجی این حوزه بدست آمده است و همچنین رصد و تحلیل تحولات یک سال و نیمه اخیر، برخی تفاوت دیدگاه‌ها و همچنین اشتراکات نظری در میان کارشناسان داخلی و خارجی به چشم می‌خورد. در ادامه انتشار سریالی دیدگاه‌های صاحب نظران خارجی حاضر در منطقه، در این قسمت، در قالب میزگردی کارشناسی، نقطه نظرات صاحب نظران داخلی نیز از نظر می‌گذرد. 

میهمانان شرکت کننده در این بحث، آقایان دکتر سید رسول موسوی دیپلمات ارشد وزارت خارجه ج.ا.ایران و سفیر سابق کشورمان در تاجیکستان، دکتر محسن پاک آیین سفیر سابق ایران در ازبکستان و جمهوری آذربایجان و دکتر بهرام امیراحمدیان استاد دانشگاه و کارشناس ارشد حوزه مطالعات ژئوپولیتیک بودند که مهمترین نقطه نظرات آنان در اینجا ذکر خواهد شد.

ر ابتدای این نشست، علاوه بر ارائه چارچوبی از مهمترین نقطه نظرات کارشناسان و منابع تحلیلی عمدتا حوزه سیاسی-امنیتی در کشورهای منطقه، بعنوان نحوه نگرش و فرضیات خارجی که در 2 ساله اخیر آمده است، با ارائه سوالاتی، نظر کارشناسان ایرانی نیز در خصوص تحولات ازبکستان، مورد رصد و ارزیابی قرار گرفت.

آیا تحولی در سیاست های کلان ازبکستان بوجود آمده است؟ آیا باید ازبکستان امروز را با دوران کریم‌اف متفاوت دید؟
اگر این تحول صورت گرفته است، سمت و سوی تحولات به چه سمتی بوده است؟ آیا انتقال قدرت مدیریت شده بوده است؟
این تحولات آیا فرصتی برای ج.ا.ایران بوجود آورده است؟ آیا سفر آتی آقای روحانی می‌تواند تحرکی را در روابط ایران و ازبکستان بوجود بیاورد؟


در ادامه، مشروح سخنان میهمانان موسسه از نظر می‌گذرد:

 
محسن پاک آیین:

چنانچه بخواهیم تحولات اخیر در ازبکستان را رصد و تحلیل کنیم لزوما بایستی به سابقه سیاست در دوران کریم اف نیز نگاهی عمیق بیفکنیم. در واقع سیاست و بدبینی در دوران کریم اف، دو مفهوم جدانشدنی از یکدیگر بودند. البته باید تاکید کرد که موضوع بدبینی به همسایگان تنها مربوط به ایران نبود. اسلام کریم اف، هم به لحاظ اسلام سیاسی و هم به لحاظ تمدنی از ایران ترس خاصی داشت و همواره در صحبت‌های ایشان نیز این مورد مشهود بود.

کریم اف در خصوص دیگر کشورهای منطقه مانند ترکیه، روسیه و حتی اسرائیل نیز ملاحظات خاصی داشت که روابط با آنها را کاملا تحت الشعاع قرار می‌داد. در مورد همسایه‌های خود نیز رفتار بعضا همراه با تحقیر و تمسخر در پیش گرفته بود و بجز نظربایف،  برای دیگر روسای جمهوری کشورهای منطقه شان و وزن لازم را قائل نبود . حتی به عربستان نیز به لحاظ عدم اطمینان به داده‌های مذهبی آن کشور بدبین بود و این سیاست وی که تا پایان عمرش ادامه یافت، هیچ گونه فرصت چشمگیری را ، بطور مشخص ، برای توسعه روابط با کشور ایران، فراهم نکرد.
اما در همین نگاه کاملا بدبینانه نیز، بعضا فرصت هایی برای ج.ا.ایران فراهم بود که می توان در حال حاضر نیز، بدون درنظر داشت برخی ملاحظات سیاسی و خارجی - حاصل از نحوه نگاه به ایران و مسائلی از قبیل لغو برجام و بازگشت دوباره تحریم‌ها - ، همچنان از آنها جهت توسعه مراودات استفاده کرد.

اولین زمینه‌ همکاری، مسئله ترانزیت است. کشور ازبکستان به لحاظ اقتصادی و جمعیتی یکی از مهمترین کشورهای منطقه است . از طرفی این کشور محصور به خشکی بوده و برای رسیدن به آبهای آزاد به دیگر کشورها که مهمترین آن ایران است نیاز دارد (افغانستان به دلیل نا امنی نمی تواند مشکل ترانزیت را حل کند) از این رو، مسئله ترانزیت همچنان برای این کشور دارای جذابیت‌های چشمگیری است. شاید ذکر مثالی در مورد اهمیت این مسئله، در اینجا مناسب باشد:
در اوج دوران ضدیت کریم اف با ایران، مقامات ازبکستان تصمیم گرفتند تنها بانک ایرانی حاضر در ازبکستان تعطیل شود اما با مذاکره ای که صورت گرفت و تلویحا گفته شد که در صورت تعطیلی این بانک، ازبکستان  نمی تواند از مسیر ترانزیننی ایران استفاده کند ، تعطیلی آن از دستور کار خارج شد.

اکنون نیز این ظرفیت به مراتب با سطح بالاتری فراهم است. افغانستان امروز، در حوزه اتصالات ترانزیتی به دلیل  نبود امنیت، به نتیجه‌ای نخواهد رسید و استفاده از بنادر و راه‌های مواصلاتی ایران، بهترین گزینه ممکن خواهد بود.
موضوع دیگر که می توان با ازبکستان همکاری داشت، موضوع مبارزه با تروریسم است. صدور تفکر تکفیری از سوی افغانستان همواره مورد ملاحظه جدی تاشکند بوده است و در این زمینه در گذشته نیز همکاریهایی   داشته ایم و در آینده نیز می توانیم داشته باشیم . این موضوع تا جایی برای ازبکستان مهم بود که حتی در زمانی که طالبان قدرت را بدست گرفته بودند، کریم اف حاضر به همکاری‌های امنیتی با ایران هم شده بود.

اسلام کریم اف با آن شخصیت ضد ایرانی، در مقاطعی حاضر به کمک به مجاهدین نیز شد و می توان از این مسئله بعنوان یک تجربه استفاده کرد. بعدها که تفکر تکفیری در داخل ازبکستان هم قوت گرفت، آن موقع به مراتب تاشکند احساس نیاز بیشتری به ایران پیدا کرد. لذا بحث تکفیریها و تروریسم موضوعاتی است که       می توان بعنوان یکی از زمینه‌های همکاری استفاده جدی تری از آن برد.

در خصوص مسائل مذهبی، بایستی از فرصت اعطا آزادیهای دینی در این کشور استفاده کرد و به آن با نگاهی مثبت نگریست. آنچه که در این حوزه به چشم می خورد،این است که ازبکستان گرایش به سمت تصوف دارد. همچنین آن گونه که به نظر می‌رسد، تیم جدید، در حال پیاده سازی این راهبرد برای مقابله با ترویج تفکر وهابیت است و لذا این آزادسازی را اعطا کرده است، شواهد دیگری نیز در دست است که متصوفان را تقویت می‌کند، پس این موضوع نیز یکی دیگر از مسائلی است که می توان نسبت به آن امیدوار به همکاری بود. ازبکستان در این شرایط حتی به عربستان نیز بدبین شده است لذا این موضوع یعنی کار با تصوف بنابر نزدیکی آنها به اهل بیت (ع)، می‌تواند برای ما، فرصت مناسبی را فراهم آورد.

موضوع افغانستان هم به همین ترتیب است. میرضیایف از نقش ایران در امنیت افغانستان مطلع بوده و این مسئله را هم درک کرده که مقدمه اقتصاد، امنیت است و لذا همکاریهای ایران و ازبکستان می تواند در حوزه افغانستان نیز یکی دیگر از زمینه‌های متعدد همکاری باشد.

اما بحث مهم دیگری که با ازبکها داریم، موضوع مواریث مشترک فرهنگی است. در حال حاضر، تمدن ایرانی و مکتب هرات که از عصر تیموری ایجاد شده است، در هر گوشه و کنار منطقه، قابل مشاهده است. اما ما متاسفانه این مسائل را به موضوعی مورد منازعه تبدیل کردیم. خوارزمی، بیرونی، مولوی ، بوعلی سینا در حال حاظر همگی به محلی برای اختلاف تبدیل شده‌اند در حالی که می توانست در صورت تعامل و ارائه پیشنهاد معرفی آنان بدون در نظرداشت ماهیت جغرافیایی آنان، به درک مشترکی دست یابیم. این فرصت همچنان باقیست و می توان با تعریف مجددی از مشترکات، به ثمرات آن نیز نزدیک شد.

راجع به بحث سرانجام برجام و خروج آمریکا از آن ، به نظر می‌رسد که ما اگر بتوانیم از این فرصت‌ها استفاده کنیم، نبایستی نگران موضوع باشیم. خروج آمریکا از برجام را می توان با کمک فرهنگی و همکاری در مقابله با تروریسم و بهره برداری از مزیت ترانزیتی ایران  خنثی کرد.

راجع به دیگر کشورها هم چند نکته قابل ذکر است. چین به این منطقه و مشخصا ازبکستان توجه خاصی دارد. چین قصد دارد خود را از یک قدرت بحری شرقی به یک قدرت بری آسیایی تبدیل کند و به نظر من، بهترین گزینه برای این سیاست پکن، ازبکستان خواهد بود. البته در این میان، روابط تاشکند با آمریکا نیز خوب خواهد بود اما نه این که این روابط این قدر بزرگ شود که بتواند روابط با چین را تحت تاثیر قرار دهد.

در قضیه افغانستان هم معتقدم، مادامی که افغانستان ناامن باشد، مسئله استفاده ترانزیتی ازبکستان مطرح نخواهد بود. ولی اگر روزی افغانستان امن شود، ازبکستان ترجیح می‌دهد مسیر کراچی را جایگزین طرح امروز برای اتصال مزارشریف به هرات و بندرعباس کند و این یک موضوع جدی و قابل توجه است. البته فعلا اصل موضوع، بنابر فعال شدن مجدد جریان افراط و حضور داعش در منطقه منتفی است . البته نگرانی تاریخی از ایران برای ازبکستان نیز همچنان مطرح است.

نکته دیگری را هم بایستی مدنظر داشت که ایده آسیای مرکزی بزرگ مورد ادعای ازبکستان، امری غیرممکن است. به همان دلایلی که روسیه فروپاشید، به همان دلیل هم آسیای مرکزی بزرگ شکل نخواهد گرفت. هر کدام از اقوام، "ادعای بزرگی" دارند و نمیتوانند در کنار هم قرار بگیرند. لذا ما نباید دنبال حمایت از طرح آسیای مرکزی واحد رفته و باید بدانیم که این مسئله شدنی نیست.
 
سید رسول موسوی:

راجع به سوالات شما گزاره‌هایی که میتوانم مطرح کنم این است که تغییرات در ازبکستان جدی است و بنابر همین مسئله، استقبال ایران از تغییرات در ازبکستان بسیار مهم است. همچنین، سیاست ازبکستان مبتنی بر سیاست موازنه با مراکز قدرت طراحی گردیده است و بر این مبنا، طراحی سیاست خارجی ایران برای گسترش روابط با ازبکستان، براساس روش و رویکرد عمل گرایانه و بدور از مباحث ایدئولوژیک باید باشد.

میخواهم مطلب خودم را با موضوع آزادیهای مذهبی آغاز کنم. من در سمرقند این موضوع را دنبال کردم که طرح اعطای آزادی‌های گسترده مذهبی به چه معناست. در آنجا آقای نور اف رئیس مرکز مطالعات استراتژیک تاکید کرد که مقامات ازبکستان در این مورد کاملا با برنامه و منسجم در حال عمل هستند و می‌گویند که تنها راهی  که میتوانیم با افراط گرایی مقابله کنیم، موضوع احیا مکتب بخارا است.

آقای نوراف به موگرینی (مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا) هم پیشنهاد داده است در صورتی که بتوانیم با یکدیگر در این حوزه همکاری کنیم، میتوان تمامی ائمه جماعت اروپا را از اینجا تربیت و اعزام کرد و این مسئله میتواند تاحدودودی دغدغه گرایش افراط گرایی را در اروپا برطرف کند. این مسئله از جمله مسائلی است که ما هم می‌توانیم با اینها کار کنیم.

به هرحال، ازبکستان در این موضوع، بحث عمیقی را شروع کرده است و در حال کار کردن در خصوص این موضوع است . خود میرضیایف هم در این خصوص بحث مفصلی داردکه اظهارات وی بطور کامل نشان از ایجاد این نقشه به منظور مقابله با راهبرد افراط گرایی دارد. اتحادیه اروپا هم به همین جهت از این موضوع حمایت کرده و مسئله حقوق بشر در این موضوع، دخالتی ندارد.

ایران هم در این حوزه و در شرایط حاضر، می تواند بنابر سلسله زمینه‌های تاریخی مساعد همکاری با سمرقند در مجموعه اقداماتی به دور از سیاست زدگی و طرح مباحث و ملاحظات شیعی، از فرصت موجود استفاده لازم را ببرد.
 موضوع بعدی که بایستی خاطرنشان کرد اینکه، ازبکستان در سیاست امروز خود نیز، راجع به ایران و همچنین همگی کشورهای منطقه و فرامنطقه، از سیاست " تداوم و تغییر" (تداوم وضعیت و سیاستهای قبلی همراه با ایجاد تغییرات لازم ) استفاده می‌کند. اخیرا دبیر شورای امنیت ملی ازبکستان  با آقای ظریف دیدار داشت، جمع بندی دوستان وزارت خارجه هم این بود که سیاست تاشکند در کلیت موضوعات تفاوتی نکرده و همچنان ازبکستان به مسائل به نگاهی امنیتی می نگرد.

از جمله شواهدی که می‌توان در تایید این فرضیه عنوان کرد، مسئله روسیه است. از گذشته، تاشکند، مسکو را تهدید کننده استقلال ازبکستان می دانست و معتقد بود که روسها خواهان سلطه بر کشورهای اسیای مرکزی هستند. این وضعیت، همچنان ادامه دارد. یعنی همچنان روسیه یک تهدید برای ازبکستان فعلی است.نکته ای که اینجا مطرح میشود،سیاست توازن است. کریم اف هم می گفت که برای اینکه روسیه را متعادل کنیم، باید حتما به سمت آمریکا پیش برویم و آمریکا توازن بخش روسیه خواهد بود. راهبردی که درحال حاضر نیز شاهد آن هستیم.

در مورد آمریکا هم این نحوه تعاملی (تداوم و تغییر) همواره وجود داشته است. پس از استقلال و طی یک دهه، چندان روابط این کشورها با یکدیگر مناسب نبود، در دوران حمله آمریکا به افغانستان ، آمریکا و ازبکستان به اوج همکاری استراتژیک رسیدند و بار دیگر با حوادث اندیجان، باد تغییر در روابط این دو کشور وزیدن گرفت. تا اینکه با آمدن میرضیایف اوضاع بار دیگر برگشت و سفر وی به آمریکا فصل تازه‌ای از روابط را آغاز کرد. به تعبیر رادیو آمریکا، روابط ازبکستان و آمریکا، از تنش به مشارکت استراتژیک و از مشارکت استراتژیک به تنش و دوباره به مشارکت استراتژیک رسیده است.

میرضیایف در سال 2017 ، در خصوص مهمترین جنبه‌های سیاست خارجی، استراتژی توسعه ملی را مطرح کرد. اصلاحات اداری، اصلاحات قضایی، اصلاحات اقتصادی که آزاد سازی اقتصادی را در برنامه دارد، اصلاحات اجتماعی که بحث رفاه را هدف قرار داده است و اصلاحات در بخش امنیت از جمله مهمترین نکاتی است که در برنامه وی وجود دارد.

میرضیایف همچنین در 23 آوریل 2017 در مجلس عالی در خصوص سیاست خارجی متوازن صحبت هایی داشت که چند محور مشخص دارد.
1- عدم مشارکت در بلوک‌های نظامی و سیاسی بجز هیئت های پاسدار صلح (ازبکستان شانگهای را بلوکی نظامی-امنیتی نمی داند و آن  را یک بلوک اقتصادی می داند و یکی از زمینه های مخالفت با ورود ایران به شانگهای همین نگاه ازبکستان است)
2- عدم موافقت با تاسیس پایگاه‌های نظامی خارجی و ارائه تسهیلات نظامی به کشورهای خارجی در سرزمین ازبکستان
3- مشارکت استراتژیک با روسیه و آمریکا و چین
4- توجه خاص به سازمانهای  مشترک ا لمنافع و شانگهای
5- معرفی برندهای ازبکی به بازارهای جهانی
6- توسعه توریسم و بدست آوردن سرمایه گذاری خارجی
ازبک‌ها همچنین معتقدند که مدل توسعه خارجی، مدل کره جنوبی است. در این نوع نگاه اقتصادی به کشورهای منطقه،  ایران دارای فرصت هایی است . چرا که مدل اقتصادی توسعه کره جنوبی متکی بر استفاده از بنادر برای ورود آسان و صادرات گسترده کالا بوده و ازبکستان که محاط به خشکی است برای این مدل نیاز به بندر و بارانداز دارد . اگر ما بتوانیم باراندازهایی را در مرزها ایجاد کنیم، مانند کارهایی که آذربایجان کرده است، و بنادری را برای استفاده ازبکستان در نظر بگیریم ، میتوانیم نظر مساعد ازبکها جهت همکاری اقتصادی را فراهم آوریم.

در خصوص دیگر مسائل خارجی، ازبکستان بطور کامل به سمت سیاست همسایگی گرایش پیدا کرده است. آنها معتقدند ما با همه کشورهای آسیای مرکزی مرز مشترک داریم و افغانستان هم در این زمره است و معتقدندکه هر کاری که میخواهیم بکنیم، باید این حلقه را در اولویت ببینیم.

در ارتباط با افغانستان، اساسا نگاه تاشکند به افغانستان بسیار مهم است و در بحث افغانستان به نقش ایران واقف هستند. منتها متعقدند که سیاست خارجی بایستی تلفیقی از همسایگان و قدرتهای بزرگ باشد. قدرتهای بزرگ بایستی نقش توازن را برای ما ایجاد کنند و همسایگان ما موتور حرکت ما در منطقه خواهد بود.

به لحاظ امنیتی نگاه به چین را همچنان دارند و اینجاست که بحث چین، نه تنها بحث اقتصاد است، بلکه الگویی عملیاتی برای آنان نیز محسوب میشود. هرچند که می گویند که ما می خواهیم کره جنوبی شویم، اما در واقع موتور ایده پروری آنان همان چین خواهد بود.

در حوزه سیاسی نیز، نکاتی در بیانیه پایانی سفر میرضیایف به آمریکا قابل تحلیل است. در این بیانیه آمده است، ازبکستان و آمریکا قصد دارند، قرارداد استراتژیک 2002 را احیا کنند و میرضیایف از سیاست آمریکا در آسیای جنوبی حمایت خواهد کرد. بنابراین، به نظر می‌رسد همکاری با آمریکا، جدی است اما حد دارد و این حد بالاخره متوازن است. ایران نیز بایستی معنی و مفهوم سیاست خارجی متوازن را درک کرده و برای ازبکستان طرح و راهکاری جهت همکاری ارائه دهد.

در نهایت اینکه، در حال حاضر دو استراتژی کلان در آسیای مرکزی در حال رقابت است. یکی استراتژی شمال به جنوب که توسط آمریکا دنبال می شود و یکی استراتژی اتصال شرق به غرب که توسط چین پیگیری می شود .  طرح اتصال شمال-جنوب ، طرح تفرقه است. یعنی نمی خواهد اجازه دهد که شرق آسیا را به غرب آسیا متصل کنند. چیزی که به نفع ماست، ارتباطات شرقی-غربی است. این الگو را می توان به عنوان راهی برای اعمال در سیاست خارجی درنظر گرفت. اگر هم قرار است  بحث شمالی- جنوبی مطرح باشد، باید ایران در محوریت قرار گیرد.
 
بهرام امیراحمدیان:

همواره مسئله امنیت و اقتصاد مانند داستان مرغ و تخم مرغ است. چنانچه سرمایه گذاری در مناطقی باشد که امنیت در آن وجود نداشته نباشد، موضوع اصلا قابل طرح و عمل نیست و این نکته‌ای کلیدی در مباحث مربوط به روابط منطقه ای است که باید مورد توجه همیشگی باشد.

ازبكستان به تنهايي نيمي از جمعيت آسياي مركزي را به خود اختصاص داده است. توليد ناخالص داخلي اين كشور 67 ميليارد دلار(به قيمت جاري 2017) به اندازه نيمي از توليد داخلي قزاقستان است (با جمعيتي برابر نيمي از جمعيت ازبكستان). توليد ناخالص داخلي تاجيكستان 6.8، قرقيزستان 6.6 و تركمنستان 36 ميليارد دلار بوده است.

همچنین، ازبكستان كشوري قدرتمند و مقتدر در منطقه آسياي مركزي است. در اين منطقه تنها رقيب ازبكستان از جنبه‌هاي اقتصادي و سياسي قزاقستان است. قزاقستان به سبب داشتن اقليت روس تباران كه در قلمروهاي هم مرز با روسيه زندگي مي كنند، در هراس از جدايي طلبي اختياري يا پيوستن اين قلمرو به روسيه با مدل شبه جزيره كريمه قرار دارد (در آغاز استقلال روسها اندكي كمتر از قزاقها بودند ولي تركيب جمعيت روسها به شدت كاسته شده و اكنون به حدود 24 درصد رسیده است . نسبت قزاقها به كل جمعيت اکنون بيش از 60 درصد است).
قزاقستان به سبب برخورداري از موقعيت جغرافيايي همجواري با روسيه و آسياي مركزي و چين به دنبال پيروي از روسيه در گسترش انديشه اوراسيايي گرايي و اتصال آسياي مركزي به مركزيت قزاقستان به غرب است و ازبكستان در جهتي ناهمسو با نگرش به شرق به دنبال توسعه پان تورانيسم است.

اين دو ديدگاه در دوره رئيس جمهور قبلي ازبكستان اسلام كريم اف موجب واگرايي و رويايي اين دو كشور و رقابت و در نهايت كاهش سطح روابط  بين آنها شده بود. پس از روي كار آمدن رئيس جمهوري جديد ازبكستان شوکت ميرضيايف، روابط ازبكستان با همه كشورهاي منطقه و حتي تاجيكستان رو به بهبود رفت به طوري كه پس از استقلال جمهوري ها از شوروي براي نخستين بار خطوط پروازي بين تاشكند و دوشنبه برقرار شده است و سطح روابط بسيار توسعه يافته است.

ازبكستان موقعيت جغرافيايي مناسبي در آسياي مركزي دارد و تقريبا در مركز هندسي منطقه قرار دارد. ازبكستان داراي اقليت قابل توجهي قوميت تاجيك است كه ملت تاجيكستان نسبت به آنها ديدگاهي نوستالژيك دارد ولي از آنجا كه جمهوري تاجيكستان كشوري فقير و ناتوان است، تاجيكان ساكن در ازبكستان با وجود نگاه حسرت بار به برادران خود در شرق، تمايلي به پيوستن به تاجيكستان ندارند. از اين رو ازبكستان اقتدار كامل بر شهروندان ازبك و تاجيك دارد.

برقراري روابط نزديك ايران با ازبكستان به مفهوم نزديكي ديگر كشورهاي آسياي مركزي با ايران است. ازبكستان در آسياي مركزي به دنبال يافتن موقعيتي برتر و تبديل شدن به نقطه ثقل در منطقه خود است كه اين ديدگاه مشابه رفتار ايران در منطقه خود است. بنابراين برقراري روابط ايران با ازبكستان موجب تسهيل روابط با ديگر كشورهاي آسياي مركزي است و از آن طريق ايران مي تواند مسائل خود را با آنان از طريق ازبكستان حل نمايد.

همچنانکه در برنامه‌هاي منطقه‌اي چين در زمينه جاده ابريشم، درصورت تمايل ايران به پيوستن به ابتكار «يك كمربند يك راه» و مشاركت در حمل و نقل جاده‌اي و ريلي، ازبكستان نقش كليد به عنوان مسير ميانه دارد. مذاكره با ازبكستان و ايفاي نقش رابط مي‌تواند به افزايش همكاري ايران و ازبكستان و گره زدن منافع ايران و ازبكستان و به دنبال آن توسعه هرچه بيشتر روابط منجر شود. 

منبع: موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان ـ ایران شرقی
 
Share/Save/Bookmark
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵