کد مطلب : 19110
تلاش ترکیه برای نفوذ هرچه بیشتر در افغانستان
يکشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۵۲
دولت ترکیه سال ها است که علاوه بر تلاش برای گسترش نفوذ در آسیای مرکزی، همت خود را بر حضور در کشورهای همسایه ایران، از جمله افغانستان گذاشته است تا با توجه برخی مشترکات فرهنگی تاثیر گذاری خود را در این کشور هم بیشتر کند.
 
هواپیمایی ترکیه پنجشنبه ، پرواز مستقیم میان هرات، در آن سوی مرز ایران را با استانبول برقرار کرد تا زمینه ای باشد برای گسترش مناسبات چند وجهی بیشتر در این کشور، چرا که اوزان طغرل، سفیر ترکیه در کابل نیز گفته است آنکارا با راه اندازی این پرواز مستقیم میان هرات و استانبول قصد دارد زمینه را برای بهبود روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دو کشور فراهم آورد.
وی قبل از راه اندازی این خط هوایی، از اقدامات ترکیه برای نیل به این هدف به ویژه از طریق سرمایه گذاری در شهرک صنعتی هرات، راه اندازی کنسولگری ترکیه در این شهر، اعطای بورس تحصیلی به جوانان هراتی برای ادامه تحصیل در ترکیه خبر داد و گفت که با وجود اینکه صادرات ترکیه به هرات به صدها میلیون دلار می رسد، اما در یک سال گذشته ولایت هرات بیش از 10 میلیون دلار از تولیدات داخلی خود را به ترکیه صادر کرده است.
ناگفته نماند که ولایت هرات به تدریج می رود اهمیت بین المللی بیشتری بیابد چرا که در حال حاضر، علاوه بر ترکیه که به زودی نمایندگی سیاسی اش را نیز در آن شهر راه اندازی می کند، ایران، پاکستان، هند و ترکمنستان نیز در آن کنسولگری دارند و پروازهای مستقیم این شهر در همسایگی خراسان رضوی به برخی شهرها و پایتخت های جهان برقرار است.
صرف نظر از تحولات جدید اجتماعی و یا اقتصادی جدید در هرات که یکی از شهرهای مهم افغانستان است، ترکیه نه فقط به هرات، بلکه به کلیت افغانستان در منطقه آسیای مرکزی چشم دوخته است تا شاید بتواند هم استیلای فرهنگی و سیاسی خود را در کشورهای منطقه تقویت کند و هم بتواند راه نفوذ به شرق را هموارتر ساخته و بهره های لازم را از این کشور ببرد.
آنکارا به رغم تلاشی که طی 2 دهه اخیر برای نزدیکترشدن به غرب و حتی پیوستن به اتحادیه اروپا کرده است براحتی نمی تواند از شرق و به ویژه آسیای مرکزی که افغانستان نیز جزوی از آن است، غافل بماند.
در واقع بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق بود که سلیمان دمیرل، نخست وزیر وقت ترکیه در سال 1992 گفته بود که 'ترکیه به کشورهای آسیای مرکزی علاقه مند است و در نتیجه مایل است، منطقه نفوذ خود را از آدریاتیک تا دیوارهای چین که هم مرز با افغانستان نیز هست گسترش دهد'.
به ویژه بعد از شکل گیری و تقویت سازمان همکاری های اقتصادی شانگهای (به همت چین که بیش از نیمی از جمعیت جهان را در بر می گیرد) ترکیه بیشتر می کوشد با نفوذ در افغانستان و دیگر کشورهای این منطقه همچون تاجیکستان ، ازبکستان، پاکستان، قرقیزستان و قزاقستان راه خود را بهتر به سوی سازمان همکاری های شانگهای باز کند.
همانگونه که اشاره شد اگرچه ترکیه بیشتر به اتحادیه اروپا و پیوستن به آن چشم دوخته است اما حضور اقلیت ترک زبان در افغانستان شامل ازبک ها و ترکمن ها با جمعیتی در حدود 10 تا 15 درصد جمعیت این کشور موجب شد تا آنکارا در طول قرن بیستم همواره نگاهی مهم به استفاده از این پتانسیل برای نفوذ در افغانستان داشته است و نگاه به شرق را حتی مکمل نگاه به غرب تلقی کند.
نکته قابل توجه اینکه حزب حاکم عدالت و توسعه نیز این حرکت را ناقض حرکت پیشین خط دیپلماسی (نگاه صرف به غرب و اروپا) نمی داند، بلکه آنرا مکمل آن می شناسد، همانگونه که زمانی احمد داود اغلو، نخست وزیر این کشور معتقد بود که 'هرقدر ترکیه کمان خود را به آسیا بیشتر بکشد، همان قدر تیرش بهتر به اروپا می نیشیند و بخت بیشتری برای عضویت در اتحادیه اروپا را نصیب خود می کند'.
همین دیدگاه بود که سبب گسترش روابط ترکیه با ملل محتلف آسیای مرکزی و افغانستان تا چین شده است و با توجه به اهداف بلند مدت سیاست خارجی اش در منطقه بخصوص در آسیای مرکزی تلاش دارد تا با همه این کشورها روابط حسنه داشته باشد.
چند روزی است که رئیس جمهوری ترکیه در منطقه بسر می برد و امروز با مقامات ازبکستان دیدار داشته است.
ترکیه به دلیل اهمیت راهبردی افغانستان در آسیای مرکزی علاقه خاصی به توسعه مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با این کشور دارد و به همین دلیل سعی می کند از هر ابزاری برای نفوذ بیشتر در این کشور بهترین بهره را ببرد.
از جمله بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و تشکیل جناح های متکثر قدرت در افغانستان بود که با تغییر شعار 'پان ترکیسم' به 'پان اسلامیسم' برای حمایت از بقایای نژادی خویش در افغانستان، مدت ها در راستای منافع ترکیه به مدت دو دهه از ژنرال عبدالرشید دوستم جنگ‌سالار ازبک و حزبش (جنبش ملی اسلامی افغانستان) که معاون رئیس‌جمهور افغانستان می‌باشد، پشتیبانی کرد.
دوستم به تازگی با سفر به آنکارا و ریاض مذاکراتی را نیز با مقامات ترکیه و عربستان داشته است.
البته فراموش نشود که مردم محروم افغانستان که از تاریخ زیادی هم برخوردار نیستند به سبب عدم هم مرزی با ترکیه، احساس نامطلوبی نسبت به اقدامات ترکیه در منطقه ندارند، لذا دولت ترکیه با استفاده از همین فرصت سعی می کند نفوذ سیاسی اقتصادی و فرهنگی خود را در افغانستان بهبود بخشیده و گسترش دهد و برنامه های فرهنگی اقتصادی و بازسازی و سیاسی خود را در به ویژه در مناطق ترک زبان افغانستان پیاده کند.
همین حس افغان ها نسبت به ترک های ترکیه موجب شد که آنکارا همواره ادعا کند در امور داخلی افغانستان مداخله نمی کند و در این بین تلاش می کند تا نقش چند بعدی ترکیه باعث افزایش واکنش ها بر علیه این کشور در دولت و یا میان مردم افغانستان نگردد.
دولت ترکیه بعد از تحولات سیاسی پس از فروپاشی شوروی (سابق) بسیار کوشید تا مدل سیاسی سکولار حکومت خود را (که تا حد زیادی نیز مورد حمایت امریکا و اروپا هست) به عنوان الگویی برای حکومت داری در افغانستان مطرح کند.
چرا که تلاش ترکیه برای دین زدایی از عرصه اجتماعی و سیاسی افغانستان به راحتی توانست این کشور را به عنوان یک مدل موفق سیاسی از جهان نزد نخبگان سیاسی این کشور جا بیاندازد، به همین منظور دولت و شرکت های ترکیه ای سعی می کنند برای نیل به هدف مذهب زدایی از جامعه افغانستا، این فرهنگ سکولاریسم را به بهترین نحو از طریق توزیع و پخش فیلم ها و سریال های ترکیه ای پی بگیرند.
دولت ترکیه در بعد سیاسی همچنین کوشید تا با استفاده از توان دیپلماسی خود در کاهش دو مشکل عمده افغانستان، یعنی تغییر نوع نگاه پاکستان به افغانستان و مساله جدیدتر، یعنی مذاکره دولت این کشور با طالبان نقش قابل توجهی بازی نماید، تا جایی که نام ترکیه هنوز به عنوان کشور برگزار کننده مذاکرات صلح افغانستان (دولت با گروه طالبان) بر سر زبان ها است.
در بعد نظامی هم در واقع در میان اعضای ناتو این فقط ترکیه بود که پتانسیل ها و اشتراکات متعددی را با افغانستان داشت و در طول سال های گذشته نیز کوشید جدا از کمک به آموزش نیروهای افغان عملا نقش قابل احترامی را در این کشور این کشور به دست آورد.
** در بعد اقتصادی
در بعد اقتصادی نیز دولت ترکیه در سال های اخیر جدا از برنامه وسیع کمک های اقتصادی برای افغانستان، به طور گسترده ای در ساخت و ساز کارخانه ها، مدارس، بیمارستان ها، سرمایه گذاری های مختلف و صادرات به بازار نوپای افغانستان فعال بوده است.
آنکارا برای نیل به اهداف اقتصادی از افغانستان از بهترین ابزار سیاسی نیز بهره جست، بطور مثال در زمان جنگ آمریکا و در واقع غرب و سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در افغانستان برای زدودن آثار سیاسی و نظامی شوروی سابق از خاک افغانستان بود که آنکارا سعی کرد در قالب ائتلاف تحت رهبری آمریکا یا در چارچوب نیروهای ایساف به افغانستان نیرو بفرستد، نیرویی که هنوز یک هزار و 700 تن از آنها در آن کشور باقی مانده اند.
در جریان سفر «اشرف غنی» رئیس‌جمهور افغانستان به ترکیه در دسامبر سال 2015 بود که اردوغان تصریح کرد که «مشکل افغانستان، مشکل ما است، و موفقیت آن‌ها نیز موفقیت ما است.» وی همچنین اطمینان داد که سربازان ترکیه تا زمانی که افغان‌ها بخواهند در این کشور باقی خواهند ماند.
این نیروها که ابتدا 278 نفر و بعدها به 871 نفر رسیده بودند حتی براساس یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در سال 2001، ماموریت یافته بودند تا پایان 2003 در آن کشور بمانند و امروزه به آموزش نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی این کشور مشغول هستند.
در واقع ترکیه با اعزام این نیروهای در ظاهر نظامی به افغانستان کوشید تا با در نظرداشتن ملاحضات گوناگون سیاسی اقتصادی، امنیتی و فرهنگی، نفوذ خود را در این کشور گسترش دهد و از پتانسیل های همکاری با افغانستان نوین بهره گیرد، یعنی با این حرکت نظامی و سیاسی، پایه های نفوذ قدرت سیاسی و اقتصادی خود را در افغانستان مستحکم تر کرد.
ترکیه با همین نفوذ سیاسی و امنیتی همچنین کوشید بعد از جنگ افغانستان و بعد از استقرار دولت ملی در این کشور، نقش پررنگی را در فرایند بازسازی اقتصادی و اجتماعی افغانستان ایفا کند، از اینرو اعطای بیش از 100 میلیون دلار کمک مالی در چهارچوب تعهدات آنکارا در کنفرانس لندن، تشکیل کمیسیون مشترک اقتصادی بین دو کشور (که از زمان تشکیل نخستین جلسه آن در سال 2005 در آنکارا تاکنون ادامه دارد)، از جمله اقدامات دیگر دولت ترکیه برای نفوذ اقتصادی بیشتر در افغانستان است.
بعد از این بود که ده ها شرکت خصوصی ترکیه موفق شدند با سرمایه گذاری های میلیاردی در بخش های مختلف افغانستان، نام ترکیه را به عنوان یکی از بزرگترین سرمایه گذاران حاضر در افغانستان، مطرح کنند.
هزینه این پروژه ها از محل بودجه ملی ترکیه نبوده و در واقع فرصت بهره گرفتن از منابع مالی بین المللی را در اختیار شرکت‌های ترکیه قرار داده و از این منظر افغانستان تبدیل به بازار مناسبی برای صدور خدمات فنی و مهندسی ترکیه شده است.
اما از آنجایی که دولت افغانستان از تلاش های ترکیه در امر بازسازی اقتصادی و فرایند باز گرداندن صلح و ثبات به این کشور استقبال می کند؛ می توان متصور شد که ترکیه در آینده نقش بیشتر اقتصادی، دیپلماتیک و سیاسی را در افغانستان بر عهده خواهد گرفت .
ترکیه در یک دهه گذشته هم در کنفرانس توکیو و هم در کنفرانس لندن تعهد کرده بود تا سال 2017 حدود 150 میلیون دلار به افغانستان کمک کند، بنابراین این کشور امروزه یکی ازبزرگترین سرمایه‌گذاران خارجی در افغانستان به شمار می رود که حتی ایجاد یک مسیر ترانزیتی خاص با عنوان 'راه لاجورد' را از ترکمنستان، آذربایجان و در نهایت ترکیه و اروپا را در دستور کار خود قرار داده و می کوشد از این امر به عنوان فرصتی برای گسترش نفوذ خود استفاده کند.

** نفوذ نرم فرهنگی
بطور کل می توان گفت که حضور موثر ترکیه در دو بعد سیاسی- امنیتی و اقتصادی- اجتماعی، موجب افزایش قدرت نرم این کشور در صحنه تحولات افغانستان شده است، چون به نظر می رسد آنکارا با هوشیاری فراوان می کوشد با گسترش فعالیت در بخش غیرنظامی ایساف و حضور موثرتر و پررنگ تر در بخش های اقتصادی و اجتماعی، اعتماد دولتمردان و مردم افغانستان را به خود جلب نماید.
همین نفوذ معنوی دولت ترکیه در دولت و ملت افغانستان موجب شد تا رهبران ترکیه امیدوار باشند تا دولت افغانستان اقدام لازم برای پاکسازی نفوذ گروه فتح الله گولن در این کشور که آنکارا آن را یک گروه تروریستی می داند، انجام دهد.
یعنی اینکه آنکارا با اعتماد سازی در کابل درصدد تحکیم بنیان‌های معرفتی فرهنگ بومی و تعمیم ارزش‌ها، دانش‌ها و نگرش‌های خود به فراسوی مرزهای جغرافیایی خود است که در این رهگذر از دیپلماسی نرم و قدرت فرهنگی بهترین بهره گرفته و می‌گیرد.
آنکارا حتی به همین منظور با راه اندازی یک نهاد ویژه با عنوان موسسه توسعه و همکاری جهان ترک (تیکا) وابسته به نهاد ریاست جمهوری ترکیه بسیاری از اهداف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ترکیه را در این کشور پی می گیرد.
همین موسسه بود که در 25 شهریور سال گذشته از دولت افغانستان خواسته بود تا مدارس افغان - ترک وابسته به جریان فتح الله گولن را که 20 سال در افغانستان سابقه فعالیت آموزشی و فرهنگی دارد، ببندند.
البته ترکیه پیش از این نیز بارها خواستار توقف فعالیت این مدارس شده بود که از جمله در هرات نیز فعالیت می کند اما با مقاومت نمایندگان مجلس، مردم و وزارت آموزش و پرورش افغانستان مواجه شده بود، چرا که مجلس افغانستان این مدارس را در بخش آموزش و پرورش برای کودکان افغان کارآمد ارزیابی می کند.
چون افغانستانی که به استناد آمار وزارت آموزش و پرورش این کشور، بیش از 60 درصد مردم آن بی سواد هستند، تحت آموزش همین مراکز آموزشی جریان گولن، توانسته اند بهترین رتبه ها را برای آزمون ورودی دانشگاه‌ها و مسابقات علمی کسب کنند.
اما همین دولت افغانستان سال گذشته با واگذاری 16 مدرسه افغان - ترک به تیکا موافقت کرد، چرا که دولت ترکیه گفته بود از این پس تحصیل در این مدارس تحت مدیریت دولت ترکیه (نه گولن) رایگان و با کیفیت بهتر انجام خواهد گرفت.
در هر حال، ترکیه چند سالی است دامنه فعالیت های آموزشی خود را درافغانستان با این شعار که زبان ترکی بعد از عربی دومین زبان فراگیر در جهان اسلام است، گسترش می دهد و با تجسم دنیای جدید پیش روی دانش آموزان، مخاطب افغان خود را ترغیب به آموزش این زبان می کند.
چرا که پیشتر همین نوع فعالیت ها را در دیگر کشورهای آسیای مرکزی آغاز کرده بود، چون دولت آنکارا طی سال های اخیر قراردادهای مختلفی را با کشورهای آسیای مرکزی در حوزه توسعه همکاری اقتصادی، تجاری، فرهنگی و آموزشی، سیاسی و نظامی، سرمایه گذاری های مشترک هم در کشورهای مقصد و هم در کشورهای ثالث امضاء کرده است.

** دیدگاه تحلیلگر
دولت ترکیه به ویژه بعد از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسـعه در آنکارا، کوشید با انجام اصلاحات داخلی و خارجی در عرصه سیاسی و فرهنگی به حلقه بازیگران قدرت نرم در عرصه های منطقـه ای بپیوندد.
این کشور با عمق بخشیدن به سیاست های توسعه طلبانه خود و انجام اقدامات چند وجهی در ابعاد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تلاش می کند در رقابت با سایر قدرت‌های منطقه‌ای از جمله ایران، روسیه، آمریکا، هند و چین در این منطقه براحتی دستاوردهای زیادی را نصیب خود کند.
دولت آنکارا برای نیل به اهداف سیاسی و اقتصادی بیشتر تلاش می کند با شیوه های مختلف نرم افزاری و با کمک ابزارهای صنعت فرهنگ زمینه های فرهنگی را برای نفوذ نرم با هدف گسترش قدرت سخت (اقتصادی و سیاسی و نظامی) در آن کشور فراهم آورد.
به همین منظور ضمن تقویت دیپلماسی علمی و فرهنگی خود در افغانستان و اعطای آموزش های هدفمند به جوانان این کشور، بطور همزمان میزبان ده ها هزار دانشجو از افغانستان در دانشگاه های ترکیه است که بعد از فارغ التحصیلی اهداف فرهنگی ترکیه را در کشور خود پیگیری می کنند.
در عین حال، این کشور علاوه بر نهادهایی که پیشتر اشاره شد، با راه اندازی یک موسسه فرهنگی دیگر به نام بنیاد 'یونس امره'، افزایش این بورس های تحصیلی به افغان ها، آموزش کارمندان دولت افغانستان در سطح وسیع، برگزاری نمایشگاه های مختلف فرهنگی و هنری، کنسرت های موسیقی و به ویژه از طریق توزیع و پخش فیلم ها و سریال ها با چاشنی غلیظ فرهنگ ترکی در سطح جامعه و در شبکه های صوتی و تصویری دولتی افغانستان، توسعه گردشگری، آموزش زبان ترکی استانبولی و کمک به رسانه‌های همگرا با جریان ترک‌گرایی و پان‌ترکیسم سعی می کند از هیچ تلاش هدفمند برای گسترش نفوذ در این کشور کوتاهی نکند.
البته رایزنی فرهنگی و خانه های فرهنگ ترکیه در شهرهای مختلف افغانستان به همراه بنیاد فرهنگی ترکیه حداکثر سعی خود را برای نیل به این هدف ملی کشورشان در افغانستان به کار می بندند.
از دیگر اقدامات دولت ترکیه در این خصوص می توان به کمک و مشارکت در ساخت و یا بازسازی مساجد و مدارس دینی با محوریت آموزه های مکتب دینی حنفی، تاسیس دانشگاه پزشکی، دانشگاه کابل، یک دانشکده علوم سیاسی و یک موسسه علمی مستقل با نام 'مدرسه پدر مولانا' در بلخ اشاره کرد.
دولت ترکیه به سبب میزبانی از آرامگاه مولانا جلال الدین بلخی که زادگاه او در بیش از 800 سال قبل جزو خراسان بزرگ ایران بود، از این شاعر بزرگ فارسی زبان نیز به عنوان یک وجه مشترک فرهنگی میان افغانستان و ترکیه یاد کرده و سعی می کند به حق یا به ناحق از او بیشترین بهره برداری فرهنگی را بنماید.
آنچه که حائز اهمیت است این است که سیاستمداران حاکم در کابل نیز سعی می کنند ترکیه را با تکیه بر 'قدرت نرم' این کشور در عرصه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به عنوان الگوی شاخص توسعه سیاسی و اقتصادی به شهروندان خود معرفی کنند.
حاکمان جدید ترکیه که از طریق پیروی از اصول سه گانه سکولاریسم، دموکراسی و بازار آزاد زمام قدرت را در آنکارا به دست گرفتند و براساس دکترین 'عمق استراتژیک' رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری فعلی و پیشتر توسط احمد داووداغلو، نخست وزیر سابق، سعی دارند رؤیای نئوعثمانی را در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، خاور میانه و حتی شرق اروپا گسترش دهند، بی تردید نمی توانند از افغانستان چشم بپوشند.
اما از آنجایی سیاست های ترکیه در شمال آفریقا و خاورمیانه با انقلابات بهار عربی نتیجه مطلوبی به ویژه در مصر نداشت و حضور ایران، روسیه و حتی آمریکا در سوریه نیز برخی برآوردهای این کشور را در سیاست های منطقه ای اش با شکست مواجه ساخت، بنابراین رهبران ترکیه سعی می کنند در جبهه های دیگر از جمله در آسیای مرکزی برای احیای عمق استراتژیک و قدرت نرم ˈترکیه نوینˈ غافل نمانند.
به عبارت دیگر اکنون که اردوغان و هم فکرانش رویای پیوستن به اتحادیه اروپا (غرب) و بدل شدن به قدرت اول خاورمیانه را حداقل برای مدتی طولانی تمام شده می بینند، تلاش خواهند کرد حد اقل از دو منطقه در شرق، یعنی قفقاز-آسیای مرکزی شامل افغانستان و کمتر عقبتر، یعنی استان سینکیانگ چین، مغولستان و در واقع مناطق ترک نشین شرق بی نصیب نمانند.

گزارش از علی نصیری
 
Share/Save/Bookmark
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵