بنیاد مطالعات قفقاز 5 ارديبهشت 1390 ساعت 10:04 http://caucasus.ir/vdcakan6149na.5k4.html -------------------------------------------------- در گفتگوی دکتر ناصر تکمیل همایون با ایراس عنوان : مولفه نوروز در همگرایی منطقه‌ای» تنظیم: الهه کریمی -------------------------------------------------- متن : عيد نوروز، عيد شرقي و نماد بسياري از اخلاق حسنه مانند صله رحم، مهرباني و پاكيزگي است. نوروز در مقام امتيازي براي ملت هاي فارسي زبان، هر چند ديني نيست، اما مورد تاييد و تجليل دين مبين اسلام قرار گرفته است. در اين بين، يكي از ابعاد ديپلماسي فرهنگي، 'ديپلماسي نوروز' است كه مي توان و بايد از اين ظرفيت عظيم استفاده كرد. در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین جشن جهانی نوروز در تهران برگزار و این شهر به عنوان دبیرخانهٔ نوروز شناخته شد. در همين راستا، تلاش هايي ديگري نيز صورت گرفته و از جمله مقرر شده تا هر ساله یکی از این کشورها، میزبان جشن جهانی نوروز باشد. گفتنی است در ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه اي، عید نوروز را به عنوان روز بین المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت. باتوجه به اهمیت و نقش مولفه نوروز در همگرایی منطقه ای موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) گفتگويي را جناب آقای دکتر ناصر تکمیل همایون، استاد دانشگاه و محقق برجستة فرهنگي انجام داده است که مشروح آن در ادامه از نظر می گذرد؛ آقاي دكتر، عرصه فرهنگي يكي از زمينه هاي مهم توسعة روابط ميان كشورها است. با عنايت به پيوندهاي تاريخي- فرهنگيِ بسيار ميان ايران و کشورهای منطقه، جایگاه مؤلفه هاي فرهنگي از جمله نوروز را در هم گرايي منطقه اي چگونه ارزيابي مي كنيد؟ من نقش نوروز در هم گرایی منطقه ای را تایید می کنم و به نظر من این جشن بزرگ نه تنها در هم گرايي منطقه اي نقش دارد و مهم است بلکه در هم گرایی در داخل ایران کنونی نیز نقش دارد و هم گرایی اقوام مختلف در داخل ایران کنونی نیز باید تقویت شود. به نظر من اقوام مختلف ایرانی یعنی بلوچ، کرد، لر، ترک، فارس، گیلکی، مازندرانی و ... باید نوعی هم گرایی واحد و سازنده تر پیدا کنند و اقوام ایرانی خارج از مرزهای کنونی را هم به این هم گرایی دعوت کنند. از لحاظ قوم شناسی ما اقوام غیر ایرانی داریم که تحت تاثیر فرهنگ ایرانی در طی هزاره ها قرار گرفته اند. آنها هم باید در این رابطه با محور اصلی هم گرایی داشته باشند که بسیار مثبت است. من این عمل را بسیار ثمربخش می دانم. آیا نوروز در هم گرایی با کشورهای غیر فارسی زبان هم نقش دارد؟ نوروز نه تنها در هم گرایی با کشورهای فارسی زبان نقش دارد بلکه در هم گرایی کشورهای غیر فارسی زبان مثلا ارمنستان و گرجستان که مسلمان هم نیستند یا درکشورهای عربی که هم زبان نیستند اما رابطه فرهنگی با نوروز دارند نقش دارد. به نظر من باید دامنه فعالیت را گسترش داد و آن را به یک منطقه بزرگ و قلمرو فرهنگی و تمدنی ایران تبدیل کرد. به اعتقاد شما، آيا در ايران و كشورهاي منطقه به اهميت مؤلفه هاي فرهنگي از جمله نوروز توجه كافي مبذول شده است؟ به عقیده من کشورهای منطقه را می توان به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول کشورهایی از منطقه هستند که از قید شوروی آزاد شده اند و شامل سه کشور در قفقاز و پنج کشور در آسیای مرکزی هستند. این کشورها در ابتدا به ایران گرایش زیادی داشتند و هم گرایی بسیار مناسب و نرمالی با ایران نشان می دادند. البته در این رابطه بحث های زیادی وجود دارد و سیاست خارجی ایران ضعیف عمل کرد و آن طور که باید و شاید نتوانست از این کشورها دوست، متحد و هماهنگ با ایران تهیه کند. در عین حال کشورهایی مانند عراق و کشورهای جنوب خلیج فارس هم گاهی اوقات در مورد خلیج فارس مسائلی را مطرح می کنند و اشکالاتی به وجود می آید ولی از لحاظ فرهنگی می توان در آن مناطق کارهای بیشتری انجام داد. به نظر من ما بیشتر به فعالیت های سیاسی توجه داشتیم و از فرهنگ بازماندیم و توجه به مسائل اقتصادی و سیاسی باعث شد تا در بعد فرهنگی قدری خدشه وارد شود. ولی با توجه بیشتر به امور فرهنگی می توان این موارد را التیام داد و هماهنگی ها را بیشتر کرد. ابتكار عمل هاي اخير ایران به همراهي ساير كشورهاي منطقه در برخي اقدامات فرهنگي از جمله ثبت جهاني نوروز در سازمان ملل، ميزباني سران كشورهاي فارسي زبان و برگزاري جشن جهاني نوروز را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ اولا باید گفت که موضوع کشورهای فارسی زبان که مطرح نمودید بخشی از آن حقیقت دارد. اما باید به این مقوله، مسائل دیگری را نیز اضافه نمود. فارسی زبانان عید نوروز را قبول دارند ولی این جشن فقط مختص آنها نیست. مگر در کشور آذربایجان نوروز را جشن نمی گیرند اما آنها که فارس زبان نیستند. باید گفت سرزمین های ایرانی نشین و نه تنها فارس زبان. باید روی مساله ثبت جهانی نوروز در سازمان ملل متحد و اعلام آن به عنوان جشن جهانی، تبلیغ زیادی صورت گیرد چرا که نوروز، جشن زایش جهان و طبیعت است که سردی ها و تاریکی ها تبدیل به روشنایی می شود و بهار می آید. نوروز می تواند یکی از طبیعی ترین جشن های جهان باشد. باید این مساله را به فال نیک گرفت و همکاری کرد. در این رابطه باید با سازمان ملل متحد و کشورهای دیگر رایزنی کرد. این کار بسیار مفید است. اگر شما ۵۰ یا ۶۰ سال پیش در مورد نوروز با یک آمریکایی، انگلیسی یا فرانسوی صحبت می کردید آن را نمی شناختند و اصلا نمی دانستند که جشن ملی ایران در چه زمانی برگزار می شود. در حال حاضر آشنایی هایی به وجود آمده و باید آن را تقویت کرد و آن را مانند عید میلاد مسیح(ع) جهانی کرد. من به حضرت مسیح اعتقاد دارم و ایشان را دوست دارم چرا که پیامبر مهربانی است اما جشن میلاد ایشان، تولد یک انسان است که البته به مقام نبوت رسیده است، اما نوروزِ ایرانی جشن تولد تمام جهان و زایش آفرینش و خلقت می باشد و به عقیده من باید بر روی این مقوله بیشتر کار کرد و آن را جهانی تر کرد. نهادهاي فرهنگی ایران در منطقه از جمله رایزنی های فرهنگی از جمله مهم ترين متوليان تقويت روابط فرهنگي با كشورهاي منطقه هستند. به اعتقاد شما آيا آنها در انجام اين مسئوليت موفق بوده اند؟ رایزنی های فرهنگی ایران در کشورهای مختلف وجود دارند و فعالیت می کنند. من بسیاری از آنها را از نزدیک دیده ام، اما فعالیت آنها در تمام حوزه های فرهنگی و تمدنی نیست. به عقیده من باید توجه داشت که یک کشور از لحاظ فرهنگ و تمدن چه ویژگی هایی دارد و با آنها رابطه صحیحی را برقرار نمود. به عنوان مثال رایزنی فرهنگی ایران در تاشکند باید بداند که فعالیت در مورد فردوسی می تواند در آنجا مفید باشد اما سعدی و حافظ بیشتر راه گشا و تاثیرگذار خواهند بود. در شهر دوشنبه و خجند شاهنامه اهمیت بیشتری دارد و یا در بدخشان، به دیوان ناصر خسرو توجه ویژه ای مبذول می شود. یعنی باید سعی کرد بر اساس فرهنگ ها و پاره فرهنگ های آنها با هر کشور رابطه قرار کرد. گاهی اوقات اقداماتی صورت می گیرد و کارهایی انجام می شود مثلا پیرامون شیوه های خاص زندگی، وضعیت زنان، حجاب و ... که این بحث ها مسائل را بغرنج می کند و آمادگی فرهنگی و هماهنگی های موجود را تضعیف می نماید. پس بر این اساس نباید از یک رویه ثابت و مشخص در کشورهای مختلف استفاده کرد و باید به خصوصیات کشورهای پایه نیز توجه داشت و بر اساس آن عمل نمود. بله، کاملا صحیح است. باید برنامه ریزی کرد، مشخصات هر فرهنگی را شناخت و راه و روش تبلیغی خاصی را برگزید و بر اساس آن عمل نمود مثلا رایزنی فرهنگی ایران در کشور مکزیک نباید همان کاری را انجام دهد که رایزنی ما در کویت انجام می دهد. باید در آنجا به گونه دیگری عمل کرد و روش دیگری در پیش گرفت. ایم مساله اهمیت زیادی دارد و باید روی آن برنامه ریزی خاصی صورت گیرد. به اعتقاد برخي تحليل گران، تقويت هرچه بيشتر تعاملات فرهنگي ميان ملت هاي منطقه از جمله ميان كشورهاي حوزة نوروز، منوط به فعال شدن نهادهاي غيردولتي فرهنگي است. چرا كه نهادهاي دولتي در فعاليت هاي فرهنگي خود نيز گاهی اولويت را به امور سياسي داده و از پرداخت بايسته به مؤلفه هاي فرهنگي غلفت مي كنند. ديدگاه شما در اين خصوص چيست؟ عرض من این است که سازمانهای مردم نهاد باید تقویت شوند و در این رابطه نقش داشته باشند. باید به آنها کمک کرد و دولت هم به آنها مدد برساند و به آنها نیرو دهد البته نه به گونه ای که زیر نظر دولت باشند. اگر زیر نظر دولت باشند همه چیز به سیاست مرتبط می شود و در این حالت اهداف فرهنگی از بین می رود. من توصیه می کنم که سازمان های مردم نهاد بیشتر فعالیت داشته باشند و دولت هم تسهیلات لازم را برای آنها فراهم آورد و سازمانهای مردم نهاد بتوانند در چاچوب فرهنگی به فعالیت خود ادامه دهند. به تحقیق نزدیکی سازمان های مردم نهاد در کشورهای مختلف و همکاری مردم، این تلاش ها را بیشتر و انسانی تر و بهتر می کند کما اینکه ما بدون دخالت دولت ها همیشه با تمام جهان رابطه فرهنگی داشته ایم. آقاي دكتر، مهم ترين موانع و دلايل عدم اهتمام و توجه بايسته به مؤلفه هاي فرهنگي در روابط ايران با كشورهاي منطقه (حوزة تمدني ايران) را چه مي دانيد؟ به اعتقاد من بخشی از آنها موانع سیاسی است که باید حل شود و بخشی از آنها موانعی هستند که دولت های خارج از منطقه برای ما به وجود آورده اند. کشورهای ثالث برای اینکه به منافع خود دست پیدا کنند موانعی را ایجاد می کنند به عنوان مثال آنها از لحاظ مذهبی، شیعه و سنی درست می کنند؛ از لحاظ زبانی،به تفرقه افکنی میان فارس و ترک می پردازند؛ از لحاظ نژاد، آریایی و غیر آریایی می سازند و مسائل تاریخی را مطرح می کنند که ایجاد مانع می کند. مثلا خلیج فارس که نام آن از بدو تاریخ خلیج فارس نام داشته و یک فرد انگلیسی که در آنجا بوده طبق منافع امپریالیستی کشورش خواست این نام را تغییر دهد و همه را تشویق کند که آن اسم جدید و دروغین را به کار ببرند. همه اینها مانع هستند ضمن اینکه هیچ کدام از آنها به منطقه ربطی ندارند و از بیرون منطقه ایجاد شده اند به همین دلیل کشورهای منطقه باید اختلافات میان خودشان را خودشان حل کنند و هم به قدرت های بزرگ جهانی اجازه ندهند در کار آنها دخالت کنند و مانع تراشی نمایند. چه راه كار هايي را براي تقويت مؤلفه هاي فرهنگي در روابط ايران با كشورهاي منطقه از جمله استفاده از ظرفيت قابل ملاحظة سنت هاي مشترك فرهنگي از جمله نوروز پيشنهاد مي كنيد؟ من پیشنهاد می کنم که در وهله اول سازمان های مردم نهادِ ما تقویت شود و سپس با دولت های منطقه رابطه فرهنگی بدون چشم داشت سیاسی و اقتصادی داشته باشیم. از لحاظ آموزشی دانشگاه های خودمان را به روی دانشجویان آنها باز کنیم و دانشجویان ایرانی را نیز به این کشورها بفرستیم. استادان آنها را دعوت کنیم و تبادل اساتید داشته باشیم. مساله مهم دیگر منابع و مآخذ مشترک ماست که در کشورهای همجوار خاک می خورد و باید آنها را زنده کرد. باید بر روی آثار باستانی که در آنجا و اینجا هست کاوش و تحقیق نمود. من دو هفته پیش در هندوستان بودم و پس از تحقیقات متوجه شدم که در این کشور تعداد منابع فارسی بیشتر از ایران است اما متاسفانه کاری روی آنها صورت نگرفته و حتی فهرست نگاری هم نشده اند. این کارها بایستی انجام شود و دولت برای این فعالیت ها سرمایه گذاری کند و افراد متخصص را به کار دعوت کند. یکی از مشکلات ما در ایران این است که ما مسئولیت ها را به افرادی می دهیم که شایسته آن کار نیستند یعنی واقعا با کار آشنا نیستند و آنها به جای اینکه کار را درست تر کنند، خراب می کنند. این مساله مهمی است و وزارت ارشاد، سازمان میراث فرهنگی و سازمان های فرهنگی دیگر باید زحمت بکشند و متخصصان درجه یک را پیدا نموده و دعوت به کار کنند نه اینکه مثلا روی حساب قوم و خویشی و دوست سالاری و این گونه مسائل باشد. این کار در گذشته هم انجام شده و اگر الان کار ما با شکست مواجه می شود به این خاطر است که کار را به اهلش نسپرده اند و به آنها رجوع نکرده اند. مثلا مرحوم ایرج افشار که به تازگی درگذشت، او از نخبه ترین افراد بود که می توانست این کارها را انجام دهد اما هیچ گاه با او مشورت نشد و از وی حمایت نشد بلکه گاهی جلوی کارش را نیز می گرفتند. الان دوستان ایرج افشار و ایران شناسان دیگر هم در همین مضیقه هستند. باید آزادی عمل و آزادی فکر و اندیشه در حوزه فرهنگ حاکم باشد. امور فرهنگی معمولا به هزینه های زیادی احتیاج دارند و جزء مسائل پرسود و با بازده بالا نیز به شمار نمی روند. به نظر شما از چه طریقی می توان برای بخش فرهنگ جذب سرمایه نمود؟ خوشبختانه در ایران ما از لحاظ منابع مالی آنقدر غنی هستیم که بتوانیم کار فرهنگی انجام دهیم. در گذشته ما ضعیف بودیم، منابع شناخته شده نداشتیم و بهره برداری از آنها هم زیاد نبود و ناتوانی هایی در گذشته داشتیم. مثلا در دوره ای که پاکستان مستقل شد اگر پول و فهم و شعور امروز را داشتیم، می توانستیم زبان مردم آنها را به راحتی به فارسی تبدیل کنیم یعنی برایشان کتاب فارسی چاپ کنیم و بفرستیم. اما چون پول نداشتیم، نشد به همین دلیل مقداری ضرر فرهنگی کردیم یا در افغانستان و جاهای دیگر. اما اکنون هم پول داریم و هم قدرت داریم. ولی گاهی این پول صرف چیزهایی می شود که اصلا به فرهنگ و ایران ربطی ندارد و با مسائل سیاسی مرتبط هستند. اگر ما مخارج فرهنگی را شناسایی کنیم و این پول را مقداری در اختیار موسسات فرهنگی قرار دهیم مشکلی به وجود نمی آید. به حمداله ما پول داریم و خدا به ما نعمت داده و ما غنی هستیم. در پایان بنده ضمن عرض تبریک به همه ایرانیان، فرهنگ دوستان و همه کسانی که به فرهنگ ایران و عید ایران احترام می گذارند، تبریک می گویم و امیدوارم بهار امسال، بهار آزادی و عدالت و خوشبختی برای همه مردم باشد و امیدوارم دولت ها هم کار را به کاردان بسپارند و از رفیق بازی های بی مورد پرهیز کنند و در مسائل فرهنگی با دانش بیشتر فعالیت خود را انجام دهند. با تشكر از آقای دکتر تکمیل همایون که وقت خود را در اختیار موسسه ايراس قرار دادند.